دوم/شاهنامه
شاهنامه
بیا تا جهان را به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
همان گنج دینار و کاخ بلند نخواهد بدن مر تو را سودمند
تويي آنكه گيتي بجويي همي چنان كن كه بر داد پويي همي
فریدون فرخ فرشته نبود ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی تو داد و دهش کن فریدون تویی
فريدون ز كاري كه كرد ايزدي نخستين جهان را بشست از بدي
جهانِ جهان، دیگری را سپرد به جز درد و اندوه چیزی نبرد
چنینیم یکسر کِه و مِه همه تو خواهی شبان باش و خواهی رمه
"فردوسي"
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 9:59 توسط
|